تبليغاتX
تو ... رویاهام می مونی

نظرات شما

ببخشید دوست نداشتم ناراحتتون کنم معذرت می خوام اگر من نظرات شما ر ا پاک کردم به خاطر اینه که اون موقع سعید می گفت که شما مهمونای ما هستید ولی حالا که خودش نیست من هم مهمون نمی خوام نه اینکه دوست نداشته باشم دوست دارم ولی خوب بدون اون صفایی نداره .و اینکه صادقانه تر بگم نظرات شما ها رو که پاک کردم در قسمت نظرات همه نظراتی که قبلا سعید می داد و پشت سر هم می بینم و هر روز می خونم .کلی ازشون خاطره دارم .

لطفا از من نرنجید

 


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت


به حرمت پنج شنبه هایمان هر 5 شنبه ............................................................


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 16:8 موضوع | لینک ثابت


ديروز توي پياده راه رفتنهاي طولاني دعوايم كردی سرم داد مي كشيدی که تند تر راه مي روم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت


دستم به تو نمی رسد من همین جا می نششینم تا خوابم ببرد


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 15:52 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 11:8 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 11:8 موضوع | لینک ثابت


سعید می بینی خونمونو نمی دونم چرا اینطوری شده دیگه هیچ رنگی نداره سفید سفیده کاش مثل قبل می شد کاش..


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 10:42 موضوع | لینک ثابت


اومدی خودم دیدم نمی دونم شاید هم خواب دیدم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 10:37 موضوع | لینک ثابت


هر صبح که می ایم اینجا منتظرت می مانم هنوز رفتنت را باور نکردم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 10:33 موضوع | لینک ثابت


من و یگانه

یکشنبه ساعت ۱۲:۴۵ مورخ ۱۱/۹/۸۶


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 11:30 موضوع | لینک ثابت


چرا وقتی باید می بودی نیستی؟


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 11:13 موضوع | لینک ثابت


دلم برات تنگ شده نمی دونم تو نم نم بارون امروز احساس کردی یا نه..


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت


احساس میکنم سکوتات پر حرف شدن و ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت


واست نوشتم سکوت کردی مدتهاست دارم واسه سکوتت می نویسم!!!!!!!!!!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت


من و یگانه

شنبه ۱۰/۹/۸۶ ساعت ۱۱:۴۳


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


بد است که بنویسی و ندانی که خواهد خواندشان


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 15:52 موضوع | لینک ثابت


چقدر زود رفتی چقدر کم داشتمت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت


حسه خوبيست داشتنت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت


باران فقط باريدنيست


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت


من و يگانه

ساعت ۱۰:۳۳


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 10:46 موضوع | لینک ثابت