تبليغاتX
تو ... رویاهام می مونی


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 15:12 موضوع | لینک ثابت


با تو همه چی قشنگه


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 14:59 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 14:58 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 8:22 موضوع | لینک ثابت


دیدی تو خسته شدی دیگه اینجا نمی یایی دیگه حتی اینجا هم به دیدنم نمی یایی ؟

من که خسته نمی شم هیچ وقت خسته نمی شم همیشه برات می نویسم همیشه به یاد حرفات دلم می شکنه

می دونی همون دل شکستنت هم برام قشنگه

هیچ کس نمی دونه چقدر دوست دارم خودت هم نمی دونی خودت نمی دونی .

چرا روز آخر که دیدمت خوب نگات نکردم ؟ چرا دستات و زودتر نگرفتم ؟چرا زودتر بهت نخندیدم ؟....


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 8:14 موضوع | لینک ثابت


چشام درد می کنه بس که گریه کردم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 12:37 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت


بزن بارون که...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 11:59 موضوع | لینک ثابت


زندگی ورق می خورد انگار


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 11:25 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:44 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:42 موضوع | لینک ثابت


زمستان که بگذرد شعرهایم را خواهم کاشت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:34 موضوع | لینک ثابت


این همه شعر به چه کار دل می آید.


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:28 موضوع | لینک ثابت


یگانه اشکهای پنهان


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:18 موضوع | لینک ثابت


دلم نور می خواهد یگانه دلم روشنایی می خواهد بدون تو همه جا تاریکه


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 9:1 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت


سعید ؟یگانه ام دیدی دیدی که نبودنت برام تکراری نشد

دیدی که دیروز چقدر برات بی تابی کردم

دیدی که مریض شدم می دونی از دوری تو هستش هیچ کس نمی دونه هیچ کس ولی تو باید بدونی

تو باید بدونی که به خاطر تو مریض شدم بی تاب شدم

حالا من بدون تو می میرم می میرم . سعید مگه من از تو چی می خواستم ؟ که به خاطرش خواستی که من برم .

مگه قرار نبود تا آخر دوستای خوبی برای هم باشیم .خودت گفتی خودت قول دادی .

می دونم که باورت نمی شه که نخندیدم بخدا فقط با تو خندیم با تو

 


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 7:27 موضوع | لینک ثابت


امشب ببین که دست من، عطر ترو کم میاره...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 13:22 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت


بیدار شو یگانه ام بیدار شو وقتی پیش منی چشمانت را باز بگذار


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 11:4 موضوع | لینک ثابت


باید به هوش باشم باید بروم تا...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت


دیگر گذشت . تمام شد روزهای خورشید شبهای ستاره . گوش کن دارند می آیند


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت


بارونش ریزو قشنگ بود پشت پنجره کلی نگاش کردم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت


بارون گرفت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت


اینکه کم می یای !یعنی بودنت اینجا هم برام زیاده ؟ ؟


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:45 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:45 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت


دلم یه کنج تنها می خواد که زار زار گریه کنم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:41 موضوع | لینک ثابت


اه چرا بارون نمی یاد


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت


اینجا روزش هم شب است


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:37 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت


برای دل شکستنم برای رفتنت برای نبودنت برای ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت


باور می کنی یگانه ام پر از تو ام در هر لحظه خواب و بیدار


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت


می دونی حتی اگر اینجا هم کم پیشم بیایی کم برام حرف بزنی بازم دوست دارم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت


فریاد می شوم یگانه فریادی بلند


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


با غم دوری تو...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت


بـــــر آرزوهـــاي دلــــم خنديــــد و رفت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت


نپـــرس از مـــن چــرا در زندگي تنهـــاي تنهـــايم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت


بس دراز است انتظار و انتظار و انتظار....


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت


باران آمده است و تو رفته ای


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 13:54 موضوع | لینک ثابت


این روزها کلافه ام آرام و قرار ندارم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 13:46 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت


کاش بودی یگانه ام کاش بودنم را حس می کردی کاش ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:58 موضوع | لینک ثابت


یگانه ام بگذار بگویم هر صبح به شوق ...!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت


بودنت ماندنت و حضورت در قلبم باور کردنی نیست


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت


یک نفس باقیست تا تو


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:42 موضوع | لینک ثابت


و قصه دوست داشتنم را تا ابد فریاد خواهم کرد


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:32 موضوع | لینک ثابت


بغضهایم را کاش فرصت شکستن بود درد دستانت


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:31 موضوع | لینک ثابت


و کوتاهترین رویای با تو بودن را به هزار هزار بیداری نخواهم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:12 موضوع | لینک ثابت


سردترین لحظات با هم بودنمان را با شرقی ترین آفتاب این دنیا گرم نخواهم کرد حضور یک ثانیه ات گرم ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:11 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت


نمی دونم این مسمویته چی بود که واقعا منو از پا دراورد دیروز به زحمت خودمو رسوندم خونه

تو این چند وقته به اندازه همه عمرم خوابیدم . گرفتم خوابیدم امروز احساس می کنم بهتر شدم!!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت


کاش می تونستم برای خستگیت کاری کنم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت


تو یگانه عزیز منی و تا ابد هم یگانه ام می مانی

و همیشه دوستت خواهم داشت فقط بدون که یک نفر هست

 که تو یگانه اش هستی این برام بسه


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 14:48 موضوع | لینک ثابت


جونم فدای یک نگاه تو فدای یک لحظه خستگیات


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت


گاهی یک نفر سایه ام را می دزد و مرا سخت می ترساند می خواهند جدایم کنند بگو که نمی توانند بگو


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت


کاش بودی یگانه ام ..


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت


نمی دانم چه حسیست ؟ حس می کنم در راهی


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت


هیچ کس به تو نخواهد رسید


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:28 موضوع | لینک ثابت


حسه غریبیست احساس می کنم در راهی


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت


کاش بودی


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:26 موضوع | لینک ثابت


دستها ورق می زند ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:19 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت


رویاهایم ترک خورد و چه بغضهایی که نشکست


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:6 موضوع | لینک ثابت


یادت باشد دیگر هیچگاه به گرمی هیچ دستی اعتماد نکن


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 13:5 موضوع | لینک ثابت


دنباله سکوت ما این بار تا رنگ رنگ برگهای پاییزی اوج می گیرد


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:46 موضوع | لینک ثابت


مرثیه نبض واژه های مرده را از بر کرده ام


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:43 موضوع | لینک ثابت


من از یاسهای سپید می گویم حکایت این یاسها ناگفته مانده


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:35 موضوع | لینک ثابت


نگاهم کن از پشت این پنجره های ترک خورده نیمه باز


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:33 موضوع | لینک ثابت


نگاه بر مگیر از شبانه نمناک چشمهای من


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 11:38 موضوع | لینک ثابت


من بغض تمام عاشقانه های سیلی خورده تو را گریسته ام


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 11:32 موضوع | لینک ثابت


هیچ فرقی نمی کنه مهم اینه که من باشم و بمونم و بمونم بمونم هر طور راحتی می تونی ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 11:29 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 11:23 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:43 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:41 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:31 موضوع | لینک ثابت


ولی تو چیکار کردی فقط دلمو شکستی و بس ... دیگه نمی خوام درمورد آخرش بشنوم خودم بدونم کافیه


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت


جز اینکه دوست داشتنمو باور کنی ؟جز اینکه ....................................


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت


آخرش ؟!!! اینه که مگر من از تو چی خواستم ؟؟؟!!!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت


چیکار کنم خدایا به کی بگم غمم را که غم تموم استخونمو سوزونده


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:38 موضوع | لینک ثابت


دلم گرفتتتتتتتتته


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:31 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:28 موضوع | لینک ثابت


خندهامان را که از لبها ربود ؟!!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:27 موضوع | لینک ثابت


بزن که در روزگار یار نماندست


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت


به سوز و ساز چون ابر نوبهار بگریم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:22 موضوع | لینک ثابت


بزن رفیق با ناله سه تار بگریم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:19 موضوع | لینک ثابت


و من بی تو ...


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:12 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت


و تو نگاه مهربانم را نخواندی!!!


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:8 موضوع | لینک ثابت


نگاه گرمت و از من گرفتی


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:6 موضوع | لینک ثابت


نمی تونم با تو نباشم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:2 موضوع | لینک ثابت


غروب دیروز تنهاییم - بالشم و یک عالمه بغض نشکسته که شکستم


 

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت