درباره وبلاگ

نثر نوشته های من براي يگانه ام ...
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
راز عشق خود را آهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمی آغوش من
من ترا تا آسمان ها،من ترا تا کهکشان ها،از زمین تا آسمان ها
دوست دارم می پرستم
من ترا هم چون طهورا،من ترا هم چون مسیحا،هم چو عطر پاک گلها
دوست دارم می پرستم
من ترا با هستی خود با وجودم عاشقم با خون خود با تارو پودم
من ترا با لحظه های انتظارت عاشقم با این نگاه بی قرارم
من ترا هم چون پرستو،یاسمن ها،نسترن ها،من ترا با آنچه هستی
دوست دارم می پرستم
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 13:42 موضوع | لینک ثابت
من
دیشب
تو
را
خواب
دیدم !
وقتی از خواب بیدار شدم اتاقم ...
من تو را دیشب خواب دیدم
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 9:31 موضوع | لینک ثابت
با تشکر از همه دوستانی که می آیند و محبتشان را جاری می کنند خیلی ها این سوال را از من می پرسند که عشقت واقعی است یا ...
دوست داشتنم اینقدر واقعی است که هیچ حدی برای آن نمی شناسم فکر می کنم این برای خود سعید به اثبات رسیده باشد .
این را خوب می دانم که در تمام لحظه های من جاریست
دوستش دارم با تمام وجود .قلب من زندگی من هستی من
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت
من تو را، و عشق را، در این اتاق آبی، با تو و دلتنگیهایت، تنها نخواهم گذاشت، من قلبت را، و اشکهای فروخورده ات را، و سر تکان دادنت را، تنها نخواهم گذاشت.
من پی خوشگذرانی نخواهم رفت. بی تو، کدام خوشی؟ کدام احساس خوشِ دلپسند؟ هان؟ تو میفهمی چه در سر دارم.
بی تو هیچ خوشی و هیچ لذتی را نمی خواهم می خوانی می بینی می شنوی نمی خواهم
1 لحظه دوری تو، چنانم میکند، که صبر نیز به گریه می افتد.
من چمدانم را با جز با تو نخواهم بست، تنهایت نخواهم گذاشت. دستم را، به هوای هیچ لذتی، از دستان پر مهر توانایت، بیرون نخواهم کشید.
"دوست داشتن فقط یک جمله نیست" با کدام صوت زیبا بگویم "دوستت دارم" چه می گویی من تو را تنها بگذارم؟ با کدام دل بگویم "دل به تو داده ام" و بعد به شوق شناختنِ مکانی ناشناخته، تو را میان آدم نماهایی که همه ادعای دوست داشتنت را دارند و فقط و فقط ادعا دارند تنها بگذارم؟ کدامشان ذره ای بخودشان زحمت فهم تو را داده اند؟کدامشان بیشتر از من دوستت داشته اند ؟ از کدامشان ذره ای محبت بخاطر خودت دیده ای؟ کدامشان حتی به اندازه سر سوزن، از خودشان بخاطر تو گذشته اند؟ از خودگذشتگی پیشکششان، کدامشان تو را هلاکِ خواسته های خودشان نکرده اند؟ کدامشان؟ من به دیگران و اینکه چه می کنند، کاری نخواهم داشت. من خودم را می شناسم و تو را. من تنهایت نخواهم گذاشت.
برایم به تنهایی، مرا رها نکن . کسی را جز خودت همراه نخواهم پذیرفت. به تنهایی نخواهم رفت حتی اگر تو نخواهی با من باشی من تو را با رویاهای خود خواهم برد .
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 14:53 موضوع | لینک ثابت
وقتی بغلت میکنم و صورتم را به صورتت میچسبانم، پر میشوم از حس نازکِ خواستن، هیجانِ یکی شدن، فریاد زدن که تو از آنِ منی... میدانی؟ آرامشی که به من میدهی در وصف نمی گنجد... وقتی با تو حرف میزنم، پر میشوم از حس نازک خیال... پر میشوم از لبخند... پر میشوم از تپشهای ناگهانی قلبی که بزور زیر مانتو پنهانش میکنم... میدانی؟ تنها تو میفهمی... وقتی نگاهت میکنم پر میشوم از حرف... پر میشوم از دردهای ناگهانی و بغض هایی که دایم فرو میخورمشان... میدانی؟ تنها تو درد کشیده ی منی... وقتی به ته ریشهایت نگاه میکنم، پر میشوم از لبخند، از خواهش، از بوسه... میدانی؟ تو به هر صورت که باشی، زیباترینِ منی... وقتی به لبهایت نگاه میکنم، پر میشوم از بوی گلهای باغچه و بهار نارنجهای تازه غنچه کرده... میدانی؟ بوسه هایت را با ولع سیری ناپذیر همیشگی، با قلبم میبلعم می خورم... وقتهایی که روبرویم مینشینی در نیمرخت، چشمهایم مدام بین لبها و چشمهایت در حرکتند... میدانی؟ از نگاه کردنت سیر نمیشوم آری سیر نمی شوم سیرنمی شوم ... تو تنها کسِ منی...میدانی؟ دوستت دارم... همه ی این اندک گفته ها و بسیار ناگفته ها را حتما میدانی... و آغوشت را دوستت دارم گرمای آغوشت را دوست دارم و نمی دانم و نمی توانم از حسم وقتی که در اغوشت هستم بگویم آنقدر برایم زیبا و دلنشین که...
من دوستت دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت
چهار شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶ یک روز به یاد ماندنی با تو بود
سعید جان وقتي با مهرباني مرا لمس مي كني گرمي وجودت در دنياي سرد من رشد مي كند دوستت دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت
سعید جان وقتي با مهرباني مرا لمس مي كني گرمي وجودت در دنياي سرد من رشد مي كند دوستت دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 13:59 موضوع | لینک ثابت