درباره وبلاگ

نثر نوشته های من براي يگانه ام ...
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
دل من گرفته امشب
تو چشام اشك نشسته امشب
چقدر شعر براي نوشتن دارم كه بايد كاملش كنم . امشب واقعا دلم گرفته انگار تو نگاهم زندگي مرده ، خسته ام نه ، فقط دلم شكسته ست آره دلم هنوز زخم داره
تا به كي روي دلم خط بكشم
امروز هم از آن روزهاست كه بغضم شكست چقدر دلم باران مي خواهد تو خودت گفتي با باران من را به ياد مي آوري امروز چقدر به هواي باران گريه كردم دلم باران مي خواهد ولي
تا به كي روي دلم خط بكشم
خدايا اين چه تقديريست و چه سرنوشتي مگر گناه دلم چيست ؟
تا به كي بايد روي دلم خط بكشم تا به كي دلم و زنجير كنم ، دلم ديگر تاب ندارد تا به كي بشكنمش تا به كي به دلم دروغ بگويم مگر دل من را نمي شناسي نمي داني دل من نازك دل من بي بهانه مي شكند
گلويم تحمل بغض ندارد خوب مي شكند دست خودش نيست دل من بي او مي شكند مي ميرد .
تا به كي روي دلم خط بكشم
خدايا كم خط كشيدم روي دلم روي احساسم تو مي داني من بدون احساسم مي ميرم احساسم را دوست دارم ، حرف دلم را دوست دارم من دلم را دوست دارم
پس تا به كي روي دلم خط بكشم
وقت خواب همه بغضهايم را مي شكنم
فقط بگو تا به كي
تا به كي روي دلم خط بكشم
من شب را دوست دارم دلم را دوست دارم قلبم را كه با تو به تپش درآمد را دوست دارم نوشتن از تو را دوست دارم من دلم را دوست دارم
خدايا تا به كي روي دلم خط بكشم
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 8:54 موضوع | لینک ثابت

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم
تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم
از هـجـوم گريـه گـم شد
غــزل آواز عـشـــق مــا
جـامــه آتـش بـه تـن کرد
پــر پــرواز عـشـــق مــا
تـو که رفتـي از شب من
غــزل و تـرانـه گــم شد
رنگـي از رنگـين کمـان و
پري از پـروانـه گــم شد
بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم
لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم
تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم
تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم
من جه تلخم امشب از تو
کنج اين قـفـس نازنـيـنـم
رازقـي کــو , کــو تـرانـه
تـو کجـايي پـس نازنـيـنـم
بـه کـجـا بــرگـــردم از تـو
بـه چـه سمت بي پناهي
هـر طـرف ورطـه وحشت
هـر طـرف شــط تبـاهـي
بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم
لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم
تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم
تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت

خداحافظ برای تو چه اسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت

فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:35 موضوع | لینک ثابت
این بهترین، پاکترین زیباترین، باشکوهترین، صمیمیترین، شفافترین، عاشقانهترین، و غمناکترین دوست داشتنی است که با تو ...
مونسم، این آخرین نامهی من است نه نیست . ترکت میکنم،نه به این معنی که از قلبم رفته ای تنها و برای همیشه یک نفر قلبم را به تپش خواهد انداخت و ان یک نفر تو هستی می روم اما خانهام بوی تو را میدهد. دروغ میگویم اگر میگویم دوریات را میتوانم.
یه چیزی می تونم بگم که نرو سعید نرو تو رو خدا تنهام نذار
می تونم بگم که دلت اومد که بری ؟
تو رفتی ؟ من باورم نمی شه ؟ آره باورم نمی شه
آخه من منتظر بودم ...
بعد از این دیگه اشک از چشام پاک نمی شه نمی شه نمی شه
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 11:23 موضوع | لینک ثابت
دلم میخواهد گریه کنم.
دلم میخواهد بروم ...
انگار چیزی توی گلویم گلوله شده که تنها با فریاد بیرون میریزد.
دلم میخواهد به همه بگویم کسی را دوست دارم که
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت
یک نفر پادر میانی کند
با شما هستم چرا صدامو نمی شنوید آره می دونم اخه دیگه حس ندارم که حرف بزنم می دونی دیگه هیچ وقت نمی خندم هیچ وقت سعید رفت خندهامم رفت نگاهم مرد
با شما هستم
سعیدی که می یاد نظر میده و ...متهم می کنه -سعید و عطیه -رویا -علی -یه رهگذر -رومینا -مریم و حمید رضا - نازنین -چاپاریست -احسان -دختر تنها امید کسرا -و شماو شما
شمایی که می خواستید از من سعید بیشتر بدانید باشه بدانید فقط صدام ضعیف شده نمی تونم بلند صحبت کنم نا ندارم پس خوب گوش کنید .
آره همه چی تموم شد برای اون تموم شد برای سعید (یگانه ) همه چی تموم شد رفت اون دیشب رفت یعنی ممکن خواب دیده باشم نمی دو نم اصلا چرا رفت من که هنوز انتخابی نکردم من که هنوز تصمیمی نگرفتم اون گفت برای همیشه می ره .
با شما هستم یک نفر بیاد و پادر میونی کنه یعنی من بد بودم یعنی من بد کردم ولی من تو عمرم دل هیچ کس را نشکستم به هیچ کس بدی نکردم یعنی ...
یکی بیاد یکی بیاد و بگه چرا رفت
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 10:9 موضوع | لینک ثابت
وقتی دلت برای کسی تنگ می شود دلت می خواهد با او حرف بزنی ولی نیست ، ... ، پس می نویسم برای تو شاید دیدی و خواندی و فهمیدی که من ... همیشه می نویسم تا وقتی که هستم اگر ننوشتم بدون که دیگه نیستم که بنویسم
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت
احساسمان را حلق آویز می کنیم ،روی انتظار قدم می زنیم
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 13:8 موضوع | لینک ثابت
دلم را من به تار مو تو بستم
که شب تا به سحر دیده نبستم
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 15:6 موضوع | لینک ثابت
دیگر نمی توانم بنویسم
نمی توانم
چون دلم تنگ است
دلم تنگ است چقدر واژه ها و حرفهای تکراری
ولی تنها این حرفهاست که تمام حال مرا بازگو می کند
واژه به واژه اش نقطه به نقطه اش بوی تنهایی مرا می پراکند
امروز اما دلتنگ بودن معنایی بس عظیم دارد
حس امروز من دلتنگی به تمام معناست
آری به تمام معنا دلتنگم
به من حق بده که دلم تنگ باشد
تو من حق می دهی این را خوب می دانم
چون تو می دانی که چه اندازه دوستت دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت
حسه نوشتن نیست
آخه امروز پنج شنبه ست ولی نمی بینمش
نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت