چشمها را بستن و به تو اندیشیدن

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 13:41 موضوع |
لینک ثابت
چگونه می شه لحظه ای به تو فکر نکرد؟؟

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 13:39 موضوع |
لینک ثابت
دومین نامه یا بهتر است بگویم دلتنگیهای شبانه 2
دوستت دارم
عزیزم این تنها چیزی است که می دانم
مدتهاست که در اینجا یا کمتر به من سر می زنی یا شاید هم فراموشم کرده ای .
من همانی هستم که اولین عشق و دوست داشتنم با تو آغاز شد آیا مرا به خاطر داری ؟
تو هیچ وقت برام چیزی ننوشتی شاید اصلا هیچگاه به من فکر نکردی و نمی کنی !!
ولی من هستم و دوستت دارم هنوز هم وقتی تجسم می کنم نمی توانم به تو نگاه کنم
و مهر و محبتی در نگاهم نباشد مهر و محبتی که تو شک داشتی و شک داری
دوست داشتنی که هیچگاه باور نکردی
ولی هنوز هم صدایت قلبم را به تپشی تند می اندازد
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 13:27 موضوع |
لینک ثابت
چشمانم را می بندم و می اندیشم به همه روزهایی که گذشت

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 10:23 موضوع |
لینک ثابت
با تو چه آرامشی دارد

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 10:18 موضوع |
لینک ثابت
چه رازيست در اين فاصله.. نمی دانم

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 10:17 موضوع |
لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 10:15 موضوع |
لینک ثابت
سلام عزیزم یه عالمه دلم برات تنگ شده بود خیلی زیاد اگر زنگ نمی زدم ..

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
ساعت 9:49 موضوع |
لینک ثابت
امروز ۵ شنبه
امروز هم کم کم داره تموم می شه
امروزهم می بینمش
و امروز هم یک برگ به خاطرات ما اضافه می شه
نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
ساعت 14:5 موضوع |
لینک ثابت
اولین نامه
همه چیز تمام شد ؟
نمی دانم ولی من نمی خواستم تمام شود
من دوست داشتن تو را دوست داشتم شاید آنگونه و آنقدر که تو انتظار داری دوستت نداشتم شاید باور نکنی
ولی بدون تو نمی توانم نفس بکشم نمی توانم زندگی کنم و
جز دیدار تو همه چیز را فراموش کردم .خوب می دانم که برای تو اینچنین نسیتم
تو بدون من هم خوشبخت خواهی شد تو بدون من هم می توانی کسی دیگر را دوست داشته باشی
شاید گفتن این حرفها ....
نمی دانم ولی تو احساس من را نداری نمی دانی دوست داشتن یعنی چه ؟
اما روزی نوبت تو هم خواهد رسید مثل امروز که نوبت من است .
آن وقت در آن لحظه به من هم به دوست داشتنم فکر کن
نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
ساعت 10:51 موضوع |
لینک ثابت
من به باور صادقانه تو نیاز دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
ساعت 10:13 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
ساعت 8:30 موضوع |
لینک ثابت
سلام عزیزم سلام جونم سلام عشقم سلام همه زندگیم صبح قشنگت بخیر

نوشته شده توسط دختر عاشق در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
ساعت 8:29 موضوع |
لینک ثابت
سعید جان دلم گرفته برام بخون
سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم
اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم
نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 17:46 موضوع |
لینک ثابت
بعد از ان گسستنها ان دل شکستنها...

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 17:35 موضوع |
لینک ثابت
آیا فردا هم...

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 17:33 موضوع |
لینک ثابت
اشکهایم چه معصومانه می بارد

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 16:30 موضوع |
لینک ثابت
قلبم شکست ای نازنین نفس دیگه نفس نیست

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 16:28 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 16:23 موضوع |
لینک ثابت
قلبم شکت دلم شکست یکی هست که می گه من می خوام گولش بزنم

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 16:9 موضوع |
لینک ثابت
گاهی اوقات شرایطی پیش می یاد که مجبوری تموم کنی
مثل انتخاب
نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 14:38 موضوع |
لینک ثابت
من از تموم شدن می ترسم

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 13:26 موضوع |
لینک ثابت
قربونت برم سعید جون
بچه ها خوشحالم سعید جواب داد بلاخره اومد خوند
خوشحالم
خوشحالم
خیلی خوشحالم می خوام داد بکشم
دوسش دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 13:21 موضوع |
لینک ثابت
سلام سعید جون صبحت بخیر

نوشته شده توسط دختر عاشق در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
ساعت 9:14 موضوع |
لینک ثابت
سعید نرو
تو رو خدا نرو
می دونی اگه بری می میرم
تو خوب می دونی که می میرم
نرو نرو نرو نرو
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:47 موضوع |
لینک ثابت
دیگه نمی تونم نفس بکشم برای امروز بس است

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:25 موضوع |
لینک ثابت
به سوی تو می آیم

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:19 موضوع |
لینک ثابت
دیگه رمقی برای امروز نوشتن ندارم عزیزم شب خوبی داشته باشی خوب بخوابی

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 16:11 موضوع |
لینک ثابت
دیگه کسی حق نداره تو وبلاگ سعید من گریه کنه اینطوری سعید مدلش می گیره ناراحت می شه

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 16:9 موضوع |
لینک ثابت
قربونش برم سعیدمو

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 16:6 موضوع |
لینک ثابت
هق هق گریه هامو اینقدر خودم سردرد گرفتم

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:57 موضوع |
لینک ثابت
من سعیدم و می خوام

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:8 موضوع |
لینک ثابت
یاد تو در همه حال قشنگه

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:6 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:4 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:3 موضوع |
لینک ثابت
او رفت و من را با خود برد

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:56 موضوع |
لینک ثابت
چرا امروز تموم نمی شه؟

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:55 موضوع |
لینک ثابت
سعید من و از یاد برد؟؟

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:49 موضوع |
لینک ثابت
سخت گذشت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:20 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:20 موضوع |
لینک ثابت
آنچنان بی تابم که همه می گویند نگات مرده صدات در نمی یاد اهنگ نداره

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:39 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:29 موضوع |
لینک ثابت
ببین همیشه منتظرت می مونم همیشه همیشه

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:7 موضوع |
لینک ثابت
به یادت بودن قشنگه

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:5 موضوع |
لینک ثابت
دلم دلم دلم تنگ شده

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 12:36 موضوع |
لینک ثابت
به یادت به یادت در دلم ...

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 12:33 موضوع |
لینک ثابت
سعید جان منو ببخش بخدا نمی خوام با حرفام و نوشته هام ناراحتت کنم
دلتنگیهام زیاده
بی قراریهام زیاده
بغضم زیاده
اشکم زیاده
ولی هیچ کدوم به پای دوست داشتنم نمی رسه
منو ببخش اگر با این نوشته ها اذیتت میکنم
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:28 موضوع |
لینک ثابت
لحظه ای تا چشم بستم من تو را دیدم که می خندی در این رویا به من گفتی به غیره دل نمی بندی ولی تا چشم وا کردم غم تنهایی افزون شد منم که بی تو غمگینم ولی بی من تو خرسندی
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:13 موضوع |
لینک ثابت
نرو از پیشم تنهام نزار نروو..

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:11 موضوع |
لینک ثابت
سخته سخته

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:7 موضوع |
لینک ثابت
من بغضمو چیکار کنم اینجا که نمی تونم گریه کنم دارم خفه می شم

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:44 موضوع |
لینک ثابت
سعید دیگر رفت و برای همیشه تنهام گذاشت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:43 موضوع |
لینک ثابت
می خوام گریه کنم زار بزنم تا صدام به گوش خدا برسه می خوام گریه ...

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:38 موضوع |
لینک ثابت
عزیزم قلبم شکست

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:36 موضوع |
لینک ثابت
خدایا تو می دانی تو می دانی چقدر دوستش دارم می دانم می دانی

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:35 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:34 موضوع |
لینک ثابت
خیلی سخته سخته سخته سخته سخته

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:33 موضوع |
لینک ثابت
چه سخته بی تو بودن
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:32 موضوع |
لینک ثابت
آره بخدا تا نفس دارم منتظرت می مونم

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:31 موضوع |
لینک ثابت
شب بی تو بودن عزیزم هیچ وقت از یادم نمی ره

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:31 موضوع |
لینک ثابت
بدون سعید قلبم می گیره دلم می گیره نفسم تنگ می شه من بی تو می میرم

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:30 موضوع |
لینک ثابت
خوب می دانم با باران به قولت عمل خواهی کرد و مرا به یاد خواهی اورد

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:26 موضوع |
لینک ثابت
یه وقت نبینم دلت بگیره ...

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:23 موضوع |
لینک ثابت
گناهم دوست داشتن توست .مگر دوست داشتن گناه است؟
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:16 موضوع |
لینک ثابت
نگاهت را از من نگیر نگاهت را دوست دارم
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:14 موضوع |
لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:12 موضوع |
لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:11 موضوع |
لینک ثابت
باور ندارم که دیگر نیستی

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:3 موضوع |
لینک ثابت
دوستت داشتن تو را دوست دارم و با تو بودن را حتی به اندازه یک نگاه

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:55 موضوع |
لینک ثابت
دلتنگ با تو بودنم اما نمی شود بغضی نشسته تو گلوم که باز نمی شود

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:40 موضوع |
لینک ثابت
دوری چشمات منو شکسته

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:22 موضوع |
لینک ثابت
دل من هو تو کرده فقط هم تو رو می خواد

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:6 موضوع |
لینک ثابت
شبم از رویای تو رنگین شده

نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:2 موضوع |
لینک ثابت
سلام عزیز دلم صبحت بخیر
خوب خوابیدی ؟
من تا صبح خواب تو و مادرت را دیدم .
تو مرا بوسیدی سعید این بوسه یعنی چه ؟ یعنی خداحافظی وقتی که بیدار شدم دیگه خوابم نبرد .
شاید به ظاهر ازم دور باشی شاید دیگه نبینمت ولی تو در قلب من جای خواهی داشت و
هیچگاه هم از خودم دورت نمی کنم همین جا باهات حرف می زنم اینطوری صدامو می شنوی .
دیروز سخت بود خیلی سخت نمی خوام چیزی از دیروز بنویسم دوست ندارم ناراحتت کنم .
نوشته شده توسط دختر عاشق در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
ساعت 7:39 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:54 موضوع |
لینک ثابت
بدون سعید می ترسم همه جا تاریکه

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:48 موضوع |
لینک ثابت
سعید داره تنهام می زاره

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:44 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:6 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:4 موضوع |
لینک ثابت
ولی من می خوام یه بار دیگه نگاش کنم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:1 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:0 موضوع |
لینک ثابت
سعید دیگه نمی خواد منو ببینه

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 17:0 موضوع |
لینک ثابت
هق هق گریه هامو کجا من خالی کنم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 16:58 موضوع |
لینک ثابت
خدایا بی او سخته

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 16:25 موضوع |
لینک ثابت
قلبم درد می کنه
نفسم در نمی یاد
وقتی ازش بی خبرم
وقتی دلم تنگ براش
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:25 موضوع |
لینک ثابت
تا من سراغی نگیرم
از تو هیچ خبری نیست
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 15:20 موضوع |
لینک ثابت
بعد از رفتنم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:47 موضوع |
لینک ثابت
و تنها یک دیدار عاشقانه

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:43 موضوع |
لینک ثابت
کوچلر سو سپيشم
يار گلند توز اولماسن
اِل گلسين ٬ اِل گتسين
آراميزدا سوز اولماسن
سماورا اوت سالمشام
ايستکانا قت سالمشام
يارم گدیب ٬ ته قالمشام
نه عزيزدیر يارن ٬ جانه
نه شيرين دیر ٬ يارن ٬ جانه
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 14:23 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:26 موضوع |
لینک ثابت
چه تابستان سردیست بی تو
)
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:25 موضوع |
لینک ثابت
سبب منم که می شکنم
اما حرفی نمی زنم
نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:8 موضوع |
لینک ثابت
بی تو همه جا تاریکه

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 13:0 موضوع |
لینک ثابت
دوستت دارم و هیچ وقت هیچ کس را به اندازه تو دوست نخواهم داشت

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:27 موضوع |
لینک ثابت
گرمای اغوشت را دوست دارم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 11:3 موضوع |
لینک ثابت
کاش بدونی زندگی بی تو چه سخته

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:50 موضوع |
لینک ثابت
بودنمون با هم قشنگ بود مگه نه من دوست داشتم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:49 موضوع |
لینک ثابت
امروز که محتاج توام جای تو خالیست

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:48 موضوع |
لینک ثابت
لحظه های با هم بودنمون قشنگه
تو در جان و روح منی من غم ندارم

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 10:0 موضوع |
لینک ثابت
قرار که برای همیشه بریم از کنار هم ولی دلامون پیش هم باشه

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:56 موضوع |
لینک ثابت
دیروز را با هم بودیم گفتیم و خندیدیم و ترسیدیم و تو رفتی

نوشته شده توسط دختر عاشق در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
ساعت 9:54 موضوع |
لینک ثابت