
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 17:3 موضوع |
لینک ثابت
بی تو می میرم

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:42 موضوع |
لینک ثابت
بی تو همه جا تاریکه

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:40 موضوع |
لینک ثابت
فقط او

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:38 موضوع |
لینک ثابت
دوسش دارم دوسش دارم

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:27 موضوع |
لینک ثابت
به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي آهسته ،
آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد
دوستش دارم
با صدايي بلند ،
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي،
چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب
به تمام جهانيان رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم
دوستت دارم...
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:13 موضوع |
لینک ثابت
به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي آهسته ،
آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد
دوستش دارم
با صدايي بلند ،
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي،
چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب
به تمام جهانيان رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم
دوستت دارم...
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 15:9 موضوع |
لینک ثابت
انتظار

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 14:25 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 14:24 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 14:12 موضوع |
لینک ثابت
چقدر خاطره از با هم بودنمان اندکمان

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 12:42 موضوع |
لینک ثابت
دوشنبه و 5 شنبه روزهای دیدار ماست

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 12:40 موضوع |
لینک ثابت
من لحظه ها را می شمارم تا رسد فردا

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:37 موضوع |
لینک ثابت
بعد از جدایی ها

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:36 موضوع |
لینک ثابت
امشب دلم می خواهد تا فردا می بنوشم من زیباترین جامه هایم را بپوشم من

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:33 موضوع |
لینک ثابت
با تو زیر باران

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:25 موضوع |
لینک ثابت
خاطره دست تو

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:13 موضوع |
لینک ثابت
کی گفته ؟
کی گفته باید انتخاب کنم ؟
کی گفته باید ازدواج کنم ؟
کی گفته باید از پیش سعید برم ؟
کی گفته سعید تنها بذارم ؟
من نمی خوام نمی خوام
می خوام همین طور با سعید باشم تا آخر عمر
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 11:0 موضوع |
لینک ثابت
یه بغضی تو گلومه که نه می تونم حرف بزنم و نه بنویسم

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 10:38 موضوع |
لینک ثابت
نمی دانم چرا ؟ دوستش دارم

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 10:37 موضوع |
لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 10:31 موضوع |
لینک ثابت
چقدر گریه و باران برایم آوردی چقدر هق هق تازه چقدر دلتنگی

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 10:15 موضوع |
لینک ثابت
یکی بود
یکی نبود
همه بودن
سعید نبود
همه موندن
سعید نموند
چرا نموند؟؟
آخه اون آفریده شده بود
برای اینکه فقط تو رویا باهام باشه ؟
اگه اینطوره چرا دیدمش ؟
اگه اینطور خدا چی صلاح دید که گفت ببینمش
باهاش باشم حرف بزنم گریه کنم بخندم
سعید خوبه ؟ نمی دونم ولی خیلی بد هم باهام رفتار کرده چرا دوسش دارم
سعید خوشگله ؟ نمی دونم ولی می تونم بگم خیلی معمولیه نه بد نه خوبه
سعید مهربونه ؟ نمی دونم
سعید
سعید
هیچی نمی دونم هیچی
نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 10:10 موضوع |
لینک ثابت
پنج شنبه دیدمش نمی دونم سخت بود جدایی ولی رفت رفت و تنهام گذاشت

نوشته شده توسط دختر عاشق در یکشنبه هفتم مرداد 1386
ساعت 9:58 موضوع |
لینک ثابت